نازنازی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نازی

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

می شود

 

می شود ساعتها در سکوت فقط با تو خلوت کرد و با خیال تو بود.

می شود در صدای پرخروش رودخانه صدای زندگی را شنید که خطابت می کند:

" ای انسان به هوش باش و گذر عمر را ببین. "

می شود در صدای نسیم, آوای فرشتگان بهشتی را شنید.

می شود به همراه باد رقص ابرها را در آسمان آبی دید.

می شود! اگر تو با من باشی.

و اگر شانه ات را به قدر گذاشتن یک دست خالی بگذاری.

 

 

 

بانگ

 

بانگ می زنم نه بر کسی, بر خود که بشکنم سکوت غریبانه اتاق را و به تلاطم درآورم درون خمود و به خواب آلوده ام را.

"دوستت دارم"

 

زنده به انتظارتم

تردید

 

دلم حق داره از تردید یه عمر بی وفایی دید, به حال هر که غم خورده یه جورایی بهش خندید, تو میگی پشیمونی دیگه کنارم می مونی, تردید دارم به این حرفای تکراری خودت هم اینو می دونی

 

زندگی...مرگ

 

توی این دنیایی که نفس صدای نفس رو نمی شنوه , وقتی یکی دلش می شکنه, یعنی مرده, ولی کسی اینو نمی دونه, پس هر چقدر داد بزنی و بگی شکستم, مردم, کسی باور نمی کنه, تازه زمانی که زیر خروارها خاک دفنت کنن, اون موقع تازه می گن :" خدا رحمتش کنه " چون واسه یه مرده این زنده ها هستن که تصمیم می گیرن.

 

دنیا گذرگاه است و ما همه رهگذریم , بنگریم که چگونه می گذریم.

 

 

مکن کاری که بر پا سنگت آید جهان با این فراخی تنگت آید

چو فردا نامه خوانان نامه خوانند تو را از نامه خواندن ننگت آید

مدتهاست...

 

مدتهاست که با تو درد دل نکرده ام, مدتهاست که با تو حرف نزده ام, مدتهاست که دیگر شبها برایم قصه نمی گویی و شب چه رازها که در خود نهفته دارد! ستاره ها که خود تجلی عشق اند و وامدار محبت و ماه که صلابتش را هیچ سناریویی نتوانست به نگارش درآورد و هیچ آمفی تئاتری وسعت پذیرش جویندگان و خواستاران آن را نداشت. حتی یاسها که عطرشان در دل شب هر خودی را از خود بیخود می سازد نتوانستند از راز شب و ماه و ستاره پرده بردارند.

شبها برایم چه غریبانه می آیند و به همراه خود غم را برایم به سوغات می آمرند.

و اینک شب برایم پایانی به همراه ندارد...!

چه شبهای مهتابی را که به امیدش به انتظار روزهای سپیدش صبح کردم و خود را بازیگر نقش اول زندگی کردم اما...

اما پس ار آن همه انتظار, آرزوهایم به من خندیدند و پیامی به همراه آوردند:

" که ای غم سفید هیچ پرنده ای بر بام خانه ات آشیان نساخته تا تو آن را همسایه دل تاریک خود دانی...! "

 

مواظب باش

 

مواظب گفتارت باش, آنها به رفتار تبدیل می شوند.

مواظب رفتارت باش, آنها به کردار تبدیل می شوند.

مواظب کردارت باش, آنها به عادت تبدیل می شوند.

مواظب عادتت باش, آنها به شخصیت تبدیل می شوند.

مواظب شخصیتت باش زیرا آنست که سرنوشت تو را می سازد.

 

زندگی

 

<br/><a href="http://i26.tinypic.com/zm12t5.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

زندگی عشق است , عشق افسانه نیست , عشق آنست که کنارش باشی , عشق آنست که به

یادش باشی.

 

<br/><a href="http://i32.tinypic.com/zjxdaa.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>