هرچی آرزوی خوب مال تو

هر چی که خاطره داریم مال من

اون روزای عاشقونه مال تو

این شبای بیقراری مال من

منمو حسرت بی تو ما شدن

تویی و بدون من رها شدن

از دو دلى خسته شده بودم، يكى از آنها را يدكى نگه داشتم.

اگر خورشيد عينك دودى بزند، خلايق به عينك آفتابى احتياج پيدا نمى كند.

نمى دانم خودم را كجا جا گذاشتم.

باغبان گلهاى پيراهنت هستم.

حمام رفتن يخ به قيمت جانش تمام مى شود.

با وجوديكه شمع دلم را بسرقت برده اند، ته دلم روشن است.

سايه هاى چهار نژاد يك رنگ است.

خواب غفلت احتياج به بستر ندارد.

هيچى نيست، انسان است ، كافيست.

آنهايى كه با من و شما راه نمى آيند، براى ديگران مى دوند.

گناه كلاغ چيست كه هر وقت مى خواهد چهچه بزند،صداى قارقار از گلويش بيرون مى آيد.

قفسى كه فكر پرنده نتواند در آن پرواز كند، هنوز ساخته نشده است.

دلم براى ماهيها مى سوزد كه در ايام كودكى نمى توانند خاك بازى كنند.