شبی خواب ديدم با خدا کنار ساحل قدم ميزنم،رد پاي هردوي ما روي ساحل بود،وقتی برگشتم و به گذشته نگاه کردم ديدم در موقع سختی تنها يک رد پا کنار ساحل است، پس به خدا گله کردم و گفتم:خدايا چرا در موقع سختی مرا تنها گذشتی، خدا لبخندی زدو گفت:فرزندم در آن موقع تو بر دوش من بودی
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۶/۰۴/۰۵ ساعت 20:38 توسط سحر جون
|